از زمانی که استفاده درمانی-معنوی ayahuasca از آمازون بیرون آمد و گسترش جهانی خود را بیش از یک دهه پیش آغاز کرد، نیاز به تغییر برخی از اعمالی که با آن از آمازون آمده بود وجود داشت و آن را از یک سنت و اسطورهشناسی خارج کرد. مکمل همه کشورها و مردم نبود و همچنین پاکسازی آن از باورهای مضر و افزودن جلسات ادغام پس از تیراندازی. چیزی شبیه به آنچه اوشو در مورد بودیسم توضیح می دهد اتفاق افتاد:
» در هند متولد شد، در چین گسترش زیادی داشت و در ژاپن تصفیه شد و ذن را به وجود آورد».
روشهای مختلفی برای کار با استفاده از ayahuasca وجود دارد، با این حال در سالهای اخیر حملات زیادی به تسهیلگران غربی صورت گرفته است که میخواهند به روشی متفاوت از سنتهای آمازونی با آیاهوااسکا کار کنند، آنها را «تجار»، «مخراجگرا» نامیدهاند. ". (معنی برای دزدان)، "نئواستعمارگران" (تفاوت برای مهاجمان جدید یا نئوفاتحان)، "غیر مسئولانه" (برای "عدم "آموزش" برای چندین دهه قبل از راه اندازی برای به اشتراک گذاشتن آن) یا "بی احترامی" (به دلیل احترام نکردن به سنت های "پدربزرگ و مادربزرگ"). حتی علم آیهوااسکا عمدتاً سیاسی شده است و آزمایشهای بالینی که انجام میشود بیشتر با افرادی انجام میشود که آیاهوااسکا را از دست مذاهب آیهوااسکا دریافت میکنند یا تسهیلگران سنتگرا که با آنها اتحاد دارند. از دیدگاه من، روش علمی باید در قالب تأثیراتی انجام شود که تا حد امکان سفت و سخت باشد تا این متغیرها، مانند چارچوب آهنین اعتقادات یک دین یا سنت، بر تجربه فرد تأثیر نگذارند. خوب، من در یک گروه آکادمیک WhatsApp هستم که در آن دانشمندان، روانشناسان، روانپزشکان و تسهیلگران وجود دارند که بسیاری از آنها در خط مقدم آزمایشات بالینی با داروهای روانگردان، از جمله ayahuasca هستند. اگرچه گروهی است که مقالات علمی را به اشتراک میگذارد، اما گاهی بحثهایی از این دست به وجود میآید، زیرا اگرچه تلاش میکند عقیدتی و سیاسی را از علم جدا کند، اما بدیهی است که ناگزیر در هم تنیده شدهاند. بدون محکوم کردن اولین چیز، می توان سیاست های رهایی بخش و مدیریت کارآمد و ایدئولوژی های نامحدود (یا غیرایدئولوژی) ایجاد کرد که به عنوان برنامه نویسان عمل کنند. در واقع، برای حمایت از افراد با یا بدون آنتوژن، مهم است که خود را از چیزهای مختلف استعمارزدایی کنیم، برای مثال از این ایده که ما «هدفهای بد، استثمارگر، استخراجکننده» هستیم، در مورد شرکتکنندگان، برای رهایی از این ایده که آنها در حال «جنگل زدایی آمازون» هستند، یا با خاموش کردن پیوت یا دزدی از «هندی های بیچاره»، در مورد دوم از ایده بازاریابی قدیمی که می گویند «کم است» برای تولید محصولات استفاده می شود. گران تر است یا در مورد انتوژن ها می گویند که فقط مسکالین مصنوعی. مورد دوم نمونه خود را در شرکت آمریکایی Journeys Colab دارد که حق اختراعی برای نسخه خود از مسکالین ایجاد کرده است که با آن یک آزمایش بالینی برای درمان اعتیاد به الکل را آغاز کرده است و در عین حال خود را با یک گروه (NCNAC) مرتبط کرده است. توسط Sandor Ironpope از کلیسای بومی آمریکا (NAC)، که 10٪ از سود را در ازای سازماندهی کمپین علیه طبیعت زدایی دریافت می کند، زیرا جنبشی که به جرم زدایی از انتهوژن ها (از جمله پیوت) در بیشتر موارد دست یافته است. بیش از بیست شهر مانند سانفرانسیسکو و کمپین هایی در ایالت هایی مانند کلرادو وجود دارد. با این حال، این جناح از این کلیسا از ممنوعیت ماندن پیوت حمایت می کند و طبیعت را جرم زدایی به "استعمار نو" متهم می کند. لازم به توضیح است که این تنها یک جناح از کلیسای بومیان آمریکا است که از ۴۰۰ کلیسای فرعی تشکیل شده است و نیمی از آنها از جرمزدایی جهانی از پیوته حمایت میکنند، در حالی که بقیه سکوت کردهاند.
همچنین همانطور که میگویم، مهم است که خود را نه تنها از این، بلکه از بسیاری از ایدههایی که با آنها به خود آسیب میرسانیم و در فرآیند آموزش دریافت کردهایم، از جمله ایدههایی که در دانشگاههای روانشناسی یا روانپزشکی دریافت کردهایم، استعمارزدایی کنیم.
فرآیند رهایی انسان، استعمار زدایی است که با قطع باور و توجه به آنچه به ما آسیب میزند یا ظلم میکند، خود را از آن جدا میکنیم و درک میکنیم که ما را تعریف نمیکند، ما آن نیستیم و فضا را باز میکنیم. بر اساس "نمی دانم" بزرگتر و بزرگتر به طوری که عشق همه چیز را جاری کند.
خوب، با بازگشت به موضوع خاص این مقاله، همه چیز پس از خواندن این زنبور در گروه روانپزشک جوانی که در بیمارستانی در اسپانیا در آزمایشات بالینی با داروهای روانگردان کار می کند، اتفاق افتاد، نقل می کنم:
من به عنوان یک درمانگر احساس راحتی میکنم که مادهای را ارائه کنم که سنتی پشت آن نیست، آن را در یک بافت «غربی» یا بهتر است بگوییم یک سنت اروپایی قرار دهم».
که من جواب دادم:
کنجکاو است که چگونه می توانید آن رزرو را قبل از امکان استفاده از ayahuasca برای تسهیل آن یا انجام تحقیق بدون نیاز به توسل به برخی سنت ها یا آیین های آمازونی احساس کنید. این نوعی دودلی است مانند آنچه که شخص وقتی آنچه را که میگوید یا انجام میدهد در برابر یک کشیش اندازه میگیرد یا وقتی انسان دیگری است با او رفتار خاصی میکند، صرفاً به این دلیل که آن نزاکت اجتماعی تاریخی پیش روی آنها وجود دارد یا اینکه آنها دارند. خود را با اعطای خود و سرمایه گذاری خود با آن مقدس اثبات کردند. واضح است که در غرب سنتهای فرهنگی و حتی علمی و روششناختی اروپایی وجود دارد، اما اگر از آنها آگاه باشید و از هویت خود بیخبر باشید، میتوانید به آنچه فراتر از هر دین یا مسیری است و برای همه مشترک است و آلدوس هاکسلی است، دسترسی پیدا کنید. "فلسفه دائمی" نامیده می شود و از آنجا راه خود را پیدا کنید. کنجکاو است که چگونه این اعتراض به ایده به اشتراک گذاشتن ayahuasca گاهی اوقات با احساس گناه زندگی می شود که گویی مکانی را غصب می کنیم که متعلق به ما نیست یا یک مزاحمت کار است، اما این احساس گناه فقط با تغییر یک عنصر از بین می رود و ما مطالعاتی را بیابید که با آنالوگهای ayahuasca انجام می شود که سنت ندارند و محققان به راحتی کار خود را انجام می دهند بدون اینکه تحت آزار و اذیت سایه استخراج گرایان یا نو استعمارگران قرار بگیرند. من تعجب می کنم که آیا افراد متعلق به قبایل در آمازون در مورد سازماندهی مسئولانه یک شات mdma به روش خود همین نگرانی را دارند و آیا این باعث آزار ما می شود یا چیزی برای گفتن داریم.
نمی دانم آیا آن احساس گناه یا ترسی که ما احساس می کنیم تحریفی نیست که ناشی از اتهامات و سوء ظن مداوم به نیات غربی ها باشد و اگر باور کنیم باعث می شود نسبت به خودمان، به کسانی که این کار را انجام می دهند و به توانایی هایمان و توانایی هایمان بدگمان باشیم. خلوص نیت ما آیا ممکن است، همانطور که طبیعت را جرم زدایی میکند، سالمترین کار این باشد که ذهنمان را از آن ایدههایی که فقط ما را بیشتر جدا میکنند، ایجاد تضاد و خودبطلانی میکنند، استعمارزدایی کنیم؟
در نهایت، انکار این امکان صرفاً به دلیل اینکه در آن کشور با آن سنت به دنیا نیامدهایم، خود تبعیضآمیزی است که ناشی از درونسازی تبعیضی است که از بیرون آمده و من و بسیاری دیگر قربانی آن بودهایم. ، اگرچه من آن را از قربانی شدن زندگی نکرده ام. با این حال، این تبعیض نسبت به کسانی که در خارج از یک بافت سنتی یا روش سنتی به اشتراک می گذارند، مجاز است، گاهی اوقات حتی دیده نمی شود، یا با نوعی عدالت تاریخی توجیه می شود. من نسبت به این نوع تبعیض بسیار حساس هستم، به همین دلیل است که این موضوع را بسیار گسترش می دهم زیرا از آن رنج کشیده ام و این همان نژادپرستی است که از سوی برخی از مردم روما به دلیل اینکه من را به عنوان پولی می بینند، احساس کرده ام. واضح است که من دوستان کولی زیادی دارم که علیه من تبعیض قائل نمی شوند، حتی به آنها آیهوااسکا داده ام و شهادت آنها را منتشر کرده ام، اما این داستان دیگری است…
پزشک دیگری که در گروهی است که چندین آزمایش بالینی با ayahuasca انجام داده است، پاسخ داد:
«گاهی اوقات ما عواقب درازمدت تحمیل جهان بینی خود را بر جوامع شکننده تر نمی بینیم. برای برخی از جوامع بومی، ayahuasca بخشی از هویت آنها به معنای بسیار گسترده است که فرهنگ و قلمرو آنها را در بر می گیرد. برای معلم شدن، سالهای زیادی صرف گیاهان رژیمی می شود تا به سطحی از دانش که ما هنوز در غرب آن را درک نمی کنیم، برسید. این دانش در حال از بین رفتن است زیرا جوانان در معرض تأثیرات جهانی شدن قرار دارند. چه اتفاقی میافتد وقتی جوانان میبینند که در غرب کسانی هستند که آیاهواسکا میدهند، روش یادگیری آنها را مسخره میکنند و کمی پول به دست میآورند؟ آیا هیچ جوانی می خواهد میراث پدربزرگ و مادربزرگ خود را ادامه دهد؟ چه بر سر آن همه دانش پرورش یافته قرن هاست که ما می توانیم از آن چیزهای زیادی بیاموزیم؟
راههای دیگری برای مقابله با این تنش بین غرب و فرهنگهای بومی وجود دارد که همه ما میتوانیم در آن پیروز شویم. اما این با دادن صدا به آنها و بهره مندی از درک آنها اتفاق می افتد. ما میتوانیم به آنها کمک کنیم تا مدارسی ایجاد کنند که در آن دانش حفظ شود، جایی که توسط WHO به عنوان طب سنتی آمازون به رسمیت شناخته شود، و در آنجا غربیها بتوانند برای باز کردن کلینیک در غرب آموزش ببینند (همانطور که در مورد طب چینی یا آیورودا اتفاق افتاد) یا ممکن است وجود داشته باشد. راه های دیگر... اما باید از احترام و تواضع شروع کنیم و به دنبال راه هایی برای ساختن با هم باشیم»
که من جواب دادم:
«اگر جوانانی هستند که می روند و سال ها درس نمی خوانند، باید از خودمان هم بپرسیم که چه چیزی باعث می شود از این نوع تحصیل که ارزش های بسیار زیبا و در عین حال باورهای بسیار محدودکننده دارد فرار کنند. به عنوان مثال، در بسیاری از قبایل در کلمبیا، زنان تا زمانی که در دوران یائسگی قرار نگیرند، نمی توانند آیهوااسکا بدهند، در برزیل نیز تا زمانی که آشکار نشدند، همینطور بود، همانطور که می توانید در مقاله منتشر شده توسط جهان به نام "شورش آمازون ها" بخوانید. ، به عنوان یک زن در این مورد چه احساسی دارید؟ آیا به آن احترام می گذارید یا در آن صورت تجاوز و هتک حرمت «سنتی مقدس» سالم ترین و رهایی بخش ترین کار نیست؟ اگر شما یک زن ترنس بودید که می خواستید آیاهواسکا بدهید، آیا مسیر شما به اندازه "غرب" قابل دسترسی بود؟ و من از این فرصت استفاده میکنم و میگویم که غرب در تمام جهان نه تنها در اروپا، بلکه در تمام آمریکای جنوبی و حتی کلمبیا است، جایی که راههای جدیدی نیز در حال تولد هستند، از روشهای کلاسیک بافتزدایی میکنند و از آنهایی که محدود میکنند پاک میشوند. باورها از سوی دیگر، رابطه استاد و شاگردی که نیاز فرضی به آموزش را برای دهها سال تحمیل میکند، بیشتر به نمایش قدرت توسط تایتا مربوط میشود که احساس میکند در موقعیت برتری قرار دارد و از آن طرف افراد زیادی دارد که او را تحسین میکنند. خدمت کنید، اگر تایتا به جای اینکه مدام به آنها بگوید "هنوز نه" به آنها می گفت که آماده هستند، آنها رقابت خود را ایجاد می کردند، این ایده رقابت چیزی اروپایی نیست، از قبل از ورود به آمریکا در آمریکا وجود داشت. اسپانیاییها، از جنگهایی که بین قبایل بود، بسیار سالم است که «بومی خوب خالص» را آرمانزدایی کنیم، همانقدر که «اروپایی فاسد بد» را شیطان جلوه دهیم. «جنگ شمنها» که توسط حسادت برانگیخته شده است توسط کارلوس سوارز به خوبی مستند شده است. چه اشکالی دارد که این جوانان بخواهند بیشتر از درآمد پدربزرگ و مادربزرگشان درآمد کسب کنند؟ آیا آنها لیاقت آن را ندارند یا بد است؟ از سوی دیگر، «پاستونی» که در غرب برای استراحتها دریافت میشود، با این واقعیت توجیه میشود که علاوه بر مصرف ayahuasca، خدمات یکپارچهسازی، سه وعده غذایی در روز، فضایی ارائه میشود که هزینه اجاره آن را دارد و ما نیز مالیات خود را پرداخت می کنیم. با توجه به ادغام، این یک ایجاد جدید از "غرب" است که بسیار مهم دیده شده است، از طرف دیگر، به همان ترتیب که Iceers یک مرکز مراقبت برای افرادی دارد که تجربیاتی با ayahuasca داشته اند که در آن دچار سهل انگاری شده اند. از طرف تسهیلگر یا چیزهایی به آنها گفته شده است که آنها را بیشتر گیج کرده است، من در بسیاری از افراد حاضر شده ام که به دلیل تجربیات "پدربزرگ و مادربزرگ" که به آنها در مورد موجودیت ها و چیزهای دیگر گفته اند که بسیار سالم است به من مراجعه کرده اند. تمسخر برای کاهش وزن از آنها. از تجربه شخصی خود در این ده سال، من تجربیات عمیقی در زمینه های آمازونی و غیرآمازونیایی داشته ام و برای همه آنها بسیار سپاسگزارم، اگرچه مهم ترین آنها را در زمینه های غیر آمازونیایی زندگی کردم که حتی از wayra استفاده نشده است. ، موسیقی از همه نوع بود و میدان بسیار عمیقی وجود داشت، چیزی که شاید درک آن برای کسانی که آن را زندگی نکرده اند یا تمام زندگی خود را در محیط های شمنی گذرانده اند دشوار باشد، اما مطمئناً باعث شد متوجه شوم که اینطور نیست. تسلیم شدن به هر کسی ضروری است و اینکه گسترش جهانی آیهوااسکا کار از کسی نمیدزدد، بلکه هر چه بیشتر گسترش مییابد، افراد بیشتری به آنها مراجعه میکنند، رقابتی در اتحاد وجود ندارد زیرا راههای زیادی برای به دست آوردن وجود دارد. ثروتمند و آزموده، متشکرم زیرا بسیاری از مردم بومی تصمیم مبارکی گرفتند که آیهوااسکا را بفروشند و به سنت خود خیانت کنند، اگر این کار را نمی کردند، شاید من مرده بودم و در آن راه آزادی قدم نمی گذاشتم. ده سال پیش، زمانی که در محیطی غیرشمانی به من ayahuasca دادند و مسیر زندگی من را تغییر داد. با همه اینها میخواهم بگویم که راه آمازونی یک راه دیگر است، اما بهترین و نه مدل ضروری برای پیروی نیست. این که ده ها یا صدها سال در کاری سپری کرده اند، تجربه یا خرد بیشتر را تضمین نمی کند، همیشه استاد آسیب شناسی روانی دانشگاه را به یاد دارم، می گفت: «من 50 سال تجربه دارم، این غیر قابل درمان است، یا این. اینطور است، یا روانگردان ها پتانسیل بالینی ندارند، بله، آنها 50 سال تجربه داشتند، تجربه 50 سال نگاه کردن به زندگی با همان عینک و برداشتن نکردن آن، تجربه واقعی این است که خودتان را به روی آن باز کنید. راه های زیادی را تجربه کنید و التقاطی باشید، اگر فقط به یکی از آنها ببندید زیرا می گویید مقدس است، با همه کسانی که می خواهند راهی برای خروج از آن باز کنند در تضاد خواهید بود، «مقدس» یکی از مفاهیم است. که بیشترین جنگ ها را ایجاد کرده است، مقدسات کجا شروع می شود و به کجا ختم می شود؟ الهی از کجا شروع می شود و شما به کجا ختم می کنید؟ آیاهواسکا عشق است و به هیچکس تعلق ندارد. در واقع، این گیاه فقط در آمازون نمیروید؛ سازمان سوما در هند صدها گیاه در جنگلهای خود دارد و مزارع عظیمی در فلوریدا وجود دارد. آیاهواسکا متعلق به کل سیاره است و برای کل سیاره است، هم برای کسانی که میخواهند آن را بدهند و هم برای کسانی که میخواهند آن را دریافت کنند، زیرا این عشق است و همه ما عشق را در درون خود داریم.
من معنای شمول را درک میکنم، اما وقتی صحبت از یک الزام یا تبعیض مثبت مبتنی بر ترس میشود، که در آن کارکرد هر گروه نیز جدا و تقسیمبندی میشود و بومیها را به تسهیلگری و غربیها را به ادغام میرساند، از یک شمول واقعی میرود. . . وقتی آنها به من می گویند که نظرات من فراتر از جنبه علمی است، من به آنها می گویم که انتشار من علمی است زیرا علم به متغیرها فکر می کند و اگر یک مطالعه علمی به دنبال مراقبت از متغیرها باشد، باید دانست که اگر کسانی که ayahuasca را در کارآزمایی بالینی مذاهب یا گروههایی هستند که آهنگهایشان از گناه، خطا یا گناه صحبت میکند یا این دیدگاه را دارند که یاگه برای کفاره گناهان است، باید دانست که این چنین است. اگر در یک جلسه ayahuasca شروع به خواندن آن نوع آهنگ ها کنید، گناه بسیاری از افراد را نیز تحت تأثیر قرار می دهید. به آنها اثرات iatrogenic می گویند.
پست من خیلی حرکت می کند زیرا نشان می دهد که علم چقدر سیاسی شده است. حتی علم روانگردان. شاید محققانی که کارآزماییهای بالینی انجام میدهند از قضاوت استعمارگران توسط گروههای سنتگرا میترسند.
و به همین دلیل است که در حالی که خودشان می توانند آن را بدهند، به تن فروشی می پردازند. از سوی دیگر، در حالی که دوره های آموزشی مانند دوره های آموزشی ارائه شده توسط MAPS برای حضور در درمان با mdma 3 ماه فشرده طول می کشد، سال ها برای آموزش استفاده از ماده دیگری مانند ayahuasca مورد نیاز است، اما در مورد anahuasca این اتفاق نمی افتد. که فقط یک ماده متفاوت دارد. . Mdma به اندازه ayahuasca مقدس است. برای دادن ayahuasca به آموزش ده ها سال خاصی نیاز نیست.
بنابراین، زمان آن فرا رسیده است که ذهن خود را از این ایده ها و بسیاری از ایده های دیگر استعمارزدایی کنیم، آنها را با متوقف کردن مردم بومی به عنوان چیزهای فقیر و بی رحم ندانند. تنها استعمار زدایی از همه این ایدهها که از ترس از دست دادن، ترس از کمبود و ترسهای دیگر سرچشمه میگیرد، میتواند فضایی را برای عشق ایجاد کند، همه چیز را متحول کند، تغییر دهد و هماهنگ کند تا همه راهها بتوانند بدون فرسودگی در مبارزه برای کمبود ساختگی در کنار هم زندگی کنند. یک قلمرو بازار است و می تواند راه ایجاد فراوانی را به شیوه خود هم در زمینه بی نهایت زندگی باز کند.
«ما همه بومی هستیم»: توضیحات کارلوس پلازولا در مورد غیرقانونیشدن PEYOTE و موقعیت یک جناح از کلیسای بومی آمریکا به کارگردانی IRONROPE
امروز ایمیلی از شخصی دریافت کردم که از اعماق قلبم به او احترام می گذارم، کارلوس پلازولا، یکی از بنیانگذاران و مروج اصلی و سخنگوی جنبش «مجاز زدایی طبیعت»، که توانسته است انتهوژن های طبیعی را در بیش از بیست شهر اصلی غیرقانونی کند. از ایالات متحده است و همچنین آن را در سطح ایالتی ترویج می کند تا یک اثر دومینوی جرم زدایی در سراسر ایالات متحده و کل جهان ایجاد کند. در نتیجه، مناقشاتی به وجود آمد که برخی از آنها را در آخرین پستی که نوشتم افشا کردم: https://sergiosanznavarro.com/2022/09/12/si-quieres-facilitar-ayahuasca-y-no-eres-indigena-descoloniza-tu-mente-de-la-idea-de-que-eres-un-neocolonizadorun-post-sobre-la-discriminacion-que-sufrimos-los-facilitadores-occidentales-no-t/ . مورد اصلی به این واقعیت مربوط می شود که جناحی از کلیسای بومیان آمریکا مخالف جرم زدایی از استفاده از پیوت برای همه است و می خواهد که ممنوع بماند به جز برای آنها زیرا می ترسند از مناطقی که محافظت می کنند دزدیده شود. در داخل به اصطلاح "باغ های پیوت" که نام اصلی آنها peyotl است، اگرچه در واقعیت ترسی که آنها سعی در گسترش آن دارند فقط یک ابزار دستکاری است که در خدمت منافع عمیق تر است، از طرف دیگر ایده "نگهبانان پزشکی" یا در انگلیسی «مالکیت» اصطلاح دیگری است که برای جداسازی و جداسازی اختراع شده است، زیرا در واقع همه ما نگهبان داروها هستیم و همه میتوانیم آنها را پرورش دهیم، حتی ayahuasca که بسیاری معتقدند فقط در آمازون رشد میکند در فلوریدا، هند، هاوایی، مرکزی رشد میکند. آمریکا، جامائیکا…
ایمیلی که کارلوس برای من نوشت به این دلیل است که در نوشتهام نوشتم که کل کلیسای کلیسای بومی آمریکا مخالف جرمزدایی پیوت بود و با شرکت Journeys Colab که یک نسخه مصنوعی از مسکالین را به ثبت رسانده بود مرتبط بود. به لطف ایمیل کارلوس فهمیدم که این فقط یک جناح است و متنم را اصلاح کردم، سردرگمی من بعد از تماشای فصل 4 سریال نتفلیکس "چگونه نظر خود را تغییر دهیم" ایجاد شد که در آن به طور ضمنی گفته می شود که کل است. کلیسا چیزی است که مخالف است و تقریباً هرکسی که با آن صحبت می کنم به آن اعتقاد دارد و به تأثیر جمعی مطلوب دست یافته است و موضعی در برابر جرم زدایی از بسیاری از افرادی که سریال را دیده اند ایجاد کرده است و این موضع را با گفتن اینکه پیوت در خطر است توجیه می کند. در حال انقراض است و فقط باید توسط "ingígenas" استفاده شود، زیرا ده سال طول می کشد تا رشد کند، در حالی که در حال حاضر بسیاری از افراد نادرست در سراسر جهان وجود دارند که ده ها سال آنها را بدون اینکه خود را به دلیل غیرقانونی معرفی کنند رشد می کنند، تصور کنید اگر جرم زدایی شود. چگونه تزکیه و تزکیه نفس افزایش می یابد. اما دومی برای این شرکت که می خواهد نسخه خود را از مسکالین مصنوعی (که مطمئناً بسیار درمانی است) بفروشد مناسب نیست، اما نمی تواند جایگزین پیوت شود، که طراحی کاملی از بیش از 40 آلکالوئید دارد که در کنار هم تجربه عمیقی از اتصال و درک را به همراه دارد. . . رابطه بین این جناح از کلیسای بومی آمریکا و شرکت Journey colab که ارتباط آنها مشخص است، در مقاله زیر در مجله فوربس قابل مطالعه است: https://www.forbes.com/sites/louismetzgeriv/2022/04/26/mental-health-startup-journey-colab-aims-to-develop-mescaline-as-an-fda-approved-treatment-for-alcohol-use-disorder/amp/ اگر آن کارآزمایی بالینی به جرمزدایی و قانونیسازی مسکالین کمک کند (ترکیب عمومی قابل ثبت نیست) به نظر من عالی است، اما نه به قیمت ایجاد کمپینهای افترا بر اساس ایدههای هذیانی رقابتپذیری که در آن احساس گناه و ترس در پیوت قرار میگیرد. آنها به عنوان یک "محصول رقیب" نگاه می کنند. در حالت ایده آل، مسکالین و تمام نسخه های درمانی آن، و همچنین پیوت و سان پدرو (واچوما)، باید جرم زدایی یا قانونی شوند.
در مقالهام همچنین درباره تبعیضهایی که ما بهعنوان تسهیلکنندههای آیهوااسکا متحمل میشویم که غربیهای غیربومی بهخاطر پیروی نکردن از سنتها در نظر گرفته میشوند، صحبت کردم، و دیدگاه کارلوس مبنی بر اینکه همه ما بومی هستیم را بسیار دوست داشتم، زیرا بومی از نظر ریشهشناسی به معنای «متولد یا تولید شده در زمین»، از آنجایی که من نیز موضع دیگری از «مجاز زدایی طبیعت» را دوست داشتم که در آن او در مورد اولویت درمان جانبازان جنگ در ایالات متحده برای درمان استرس پس از سانحه صحبت می کند، در حالی که در واقع «ما همه جانبازان جنگی هستیم که قرنها عشق در برابر ترس ادامه داشته است» بنابراین باید با همه ما به یک اندازه رفتار شود.
سپس ایمیل کارلوس را اینجا می گذارم:
ما در تلاشیم تا تقسیمات مبتنی بر ترس و دستکاری شده توسط شرکتها را با بیان اینکه برخی از ما بومی هستیم و برخی از ما نه، از بین ببریم. از منظر مادر بزرگ (زمین) ما همه فرزندان او هستیم، همه ما در خلقت او بومی هستیم. این به این معنی نیست که ما نباید به فرهنگ مردم، رهبران یا روابط محلی با سرزمین احترام بگذاریم، بلکه نباید خود را بر اساس تفاوت در تجربیاتمان در سرزمین های او تقسیم کنیم. هرگز در تاریخ یک گروه بومی این سرزمین سعی نکرده است که رابطه مردمان دیگر با طبیعت را جرم انگاری کند. این یک مفهوم جدید است که توسط منافع شرکتی که از آسیبهای روحی افراد برای ایجاد تفرقه در ما استفاده میکند، تبلیغ میشود. امیدوارم به NAC (کلیسای بومی آمریکا) حمله نکنند.
مشکل، منافع شرکتی است که افرادی را که دارای ترومای واقعی مرتبط با استعمار هستند، دستکاری می کند. ما باید نسبت به مردم و فرهنگ هایی که آسیب دیده اند و در نتیجه مستعد دستکاری هستند، همدردی کنیم. و توجه به این نکته بسیار مهم است که NAC نیست که با Bronner و شرکت مرتبط است. این NCNAC و NACNA، یک گروه بسیار کوچک در NAC است. اگر هنوز تفاوت را درک نکرده اید، مهم است که متوجه شوید.
کلیسای بومیان آمریکا بیش از 400 کلیسای مجزا دارد که از 3 شعبه تشکیل شده است:
شاخه اول: Oklevueha: https://nativeamericanchurches.org/ آنها حدود 150 تا 200 نفر هستند و بسیاری از آنها از جرم زدایی حمایت می کنند. آنها علیه ما نیستند.
کلیساهای مستقل: این کلیساها CNS غیرمتمرکز هستند که هیچ نظری در مورد جرم زدایی ندارند. آنها فقط می خواهند جامعه خود را درمان کنند و از سیاست دوری کنند
شورای ملی کلیساهای بومیان آمریکا/کلیسای بومیان آمریکای شمالی: توسط سندور آیرونروپ رهبری می شود و تنها از 4 کلیسا تشکیل شده است که هر نوع معامله ای با منافع شرکتی انجام داده اند، که ما به طور کامل دامنه آنها را کشف نکرده ایم اما عمیق است آنها کسانی هستند که سعی می کنند پیوت را جرم انگاری کنند. بسیار مهم است که صدها کلیسا را که تحت NAC هستند و به NNC وابسته نیستند، در بر نگیرد.
در این ویدیو بهتر توضیح می دهم: https://www.instagram.com/tv/CiF4nZujEpU/?igshid=YmMyMTA2M2Y= «
متشکرم کارلوس برای کار زیبا و رهایی بخش که در عظمت بی اندازه برای بشریت انجام می دهید.
