
این درب خانه ما در بارسلون است، چند روزی است که نمی خواهد ببندد... این عکس را دیروز درست بعد از یک لحظه گرفتیم که باد ملایمی که از دریا می آید آن را باز کرد، باز شد خود یا با عشق باز شد، قلب من و تو که با هم لبخند می زنند باز شد، یا زیبایی آزادی آن را باز کرد، کی می داند چه چیزی بازش کرد، اما باز شد و سکوتی همه جا را فرا گرفت، سکوتی از آن یکی نمی داند که از بیرون می آید یا نه یا در درون، سکوتی از آنهایی که تو را با زندگی در یک لحظه متفکرانه و اقیانوسی بدون مرز می آمیزد... چنان حیرت زده به فلور نگاه کردم و به او گفتم، می خواهم از آن در عکس بگیرم و در مورد آنچه که برای ما نشان می دهد، بنویسم. بنابراین او درخشندگی نگاهش را مانند فلش نور روی دوربینش ثابت کرد، او با استعداد منحصر به فرد خود در عکاسی تصویر را گرفت و برای من فرستاد و در اینجا من کلماتی را برای آن احساسی بیان می کنم که در وجودم جاری شد و روح را نشان می دهد. از این تجربه زندگی غیرقابل توصیفی که ما در آن زندگی می کنیم و برای آن ساختاری ایجاد می کنیم تا بسیاری نیز بتوانند آن را بدانند. این یک تجربه از عشق است، آن عشقی که در تو زندگی می کند و در من زندگی می کند، عشقی انحصاری یا خاص نیست، منحصر به فرد است، همانطور که همه مظاهر عشق هستند، و در عین حال دگرگون می شود، متحول، رسا، جوشان، حبابآلود، آرام، نرم، جامع، ساکت و شاد، پرشور و آرام است... و هر چه بیشتر آن را جشن میگیریم، بیشتر آن را اعلام میکنیم، میرقصیم، نفس میکشیم و در آغوش میگیریم. ..
در این خانه و در اروگوئه، در همه جاهایی که مدرسه و اجتماعات ما هستند، خلوتگاههای ما... درها باز است، روز باز است... ما چیزی برای پنهان کردن نداریم، زندگی زندگی است، وحشی و برهنه با تمام شکوه و عظمتش در کسانی که به خود اجازه می دهند توسط آن در نقشه های قلبشان سوراخ شود دیده می شود. شما با پنهان شدن از خود محافظت نمی کنید... این برای کسانی است که فکر می کنند گناهکارند، برای کسانی که از برادرانشان می ترسند. شفافیت گسترده ترین بیان بی گناهی است، به همین دلیل است که ما اجازه می دهیم در فیلم ها، در شهادت ها و کنفرانس ها دیده شویم، به همین دلیل است که خودمان را سانسور نمی کنیم، زیرا ما هیچ کار وحشتناک یا غیرقانونی انجام نمی دهیم، بلکه به طور طبیعی اجازه می دهیم. خودمان دیده شویم و اجازه دهیم آنچه را که آشکارتر از کسانی که از دیدن آن امتناع می ورزند ببینیم، که عشق تنها چیزی است که واقعاً در این زندگی کار می کند و هر چیزی که آن را گسترش می دهد خوش آمدید. صداقت و صراحت زیباست، زندگی در کنار هم در لحظه های گفتگو در غروب با قهوه ای با دارچین و شکلات به همان اندازه لذیذ است که برای دریافت اکسیژن و استراحت بعد از غذا مدتی دراز بکشید و به اندازه صمیمیت، وقتی گروهی از مردم ملاقات می کنند و آنها را ملاقات می کنند. حاضرند خود را قضاوت نکنند، عشق عمق غیرعادی می گیرد و شگفتی های دلپذیر از اتفاقات زندگی سرچشمه می گیرد، آدم راحت زندگی می کند، عاشق عشق، عاشق زندگی، عاشق کسانی که دوستشان داریم و دوستمان دارند، عاشقانه با رمز و راز... به خانه ما مردم هر هفته به دیدن ما می آیند، برای ما نامه می نویسند زیرا به عقب نشینی ها یا تشکل های ما علاقه مند هستند و می خواهند مکان را بدانند، به اینجا می آیند و ما طوری صحبت می کنیم که انگار همدیگر را می شناسیم. برای یک عمر، بار دیگر در بارسلونا و بار دیگر در خلوتگاه ها یا کنفرانس ها ملاقات می کنیم. جامعه ای که ایجاد می شود فراتر از رویدادهای رسمی است، آرزوی عمیق و اشتیاق قلبی ما برای داشتن دوستان بیشتر و بیشتر است. صرف نظر از این که با ما کار می کنید یا نه، در خانه ما زندگی می کنید یا به عقب نشینی می آیید یا نه، مبادلات اقتصادی وجود دارد یا نه، ما از ملاقات با شما خرسندیم، ممکن است ارتباط برقرار کنیم یا نه، اما فرصتی باز وجود دارد، ما در حال ایجاد خانهای هستیم که روز به روز دلپذیرتر میشود، خانهای که به دنیا آمده است، زیرا ما خانهای در درون خود ایجاد کردهایم، خانهای در خانه که این جهان آرام برای ماست.
پس هر وقت خواستی یک روز را با ما سپری کنی بیایی، دیدن عبور تو از آن دری که نه خروجی است و نه ورودی، فقط یک دروازه کوچک است که به روی همه باز است که گاهی بسته می شود برای ما خوشحال کننده است. تا بتوانیم مثل دختر و پسرهایی که در این باغ گل زیبا هستیم در آرامش بازی کنیم.
سرخیو سانز-ناوارو
